|
نسل سوم گردان کربلا |
هر چه قطعه والدین شهدا در بهشت شهدا بزرگتر می شود توفیق زیارت خانواده شهدا کمتر می شود. باقی مانده ها را دریابیم! وعده ما دوشنبه شب ها بعد از نماز مغرب و عشا مسجد حجازی ![]() طبقه بندی: خاطرات بچه های گردان کربلا اهواز، شهدا، [ چهارشنبه 30 آذر 1390 ] [ 00:59 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
![]() بنا بر اطلاع سایت قیام یاران قرار است پیاده روی عدالتخواهان ولایتمدار پس از تهران و قم در شهر اهواز با حضور طلبه سیرجانی برگزار شود. زمان:دوشنبه اول خرداد 91 ساعت 9 صبح مبدا:روبروی سازمان بسیج دانشجویی استان(فلکه ساعت) مقصد:دانشگاه شهید چمران اهواز اطلاعات تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد [ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 22:44 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 19:44 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
![]() اعوذبالله من الشیطان الرجیم یعرف المجرمون بسیماهم فیوخذ بالنواسی و الاقدام/سوره مبارکه رحمن آیه41 پس از بسم الله الرحمن الرحیم، سرآغاز هرکلامی برای ما سلام بر حضرت بقیه الله است. ودریغ که در هر سلام،شرمندگی و خجلان ما نیز بیش تر از پیش است.که در عصر غیبتش نبودیم آنچنان که می بایست، و در اثر سستی ها و کژیهامان ، تنها و تنها شاهدیم ، بر مصائب شیعه و این نیست مگر کوتاهی ما!... و چون ظهور منجی مان در اثر غفلت ما به تاخیر افتاد، هر آینه فتنه ها بیشتر شده و ظلم و تعدی از حد خواهد گذشت تا بدانجا که سردمداران کفر و جهل که در حلقه شیاطین مسخرند در آستین کوتاه قامتان وهابی و دجالان سلفی ظاهر شده تا بر چهره آفتاب اسائه ادب نمایند.غافل از آنکه یریدون لیطفئو نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون/سوره مبارکه صف آیه8 این روزها شاهد تعدی و گستاخی بی شرمانه و متعدد به ساحت ربوبی امام عصر(روحی فداه) و ائمه طاهرین که مظهر اسماءالله اند هستیم،چه نوادگان سقیفه بنی ساعده در پوستین های نخ نما شده و با رسانه های معلوم الحال در پی اشاعه و ترویج توهین به محضر امام رئوف و گنبد مشعشع و ملائک پاسبان ایشان و هتک محضر مقدس امام هادی(علیهما السلام) هستند. این سلسله اقدامات برنامه ریزی شده از چشمان تیزبین سربازان شهادت طلب حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) مخفی نمانده و نیست و بی شک بغض فروخورده و انقلابی شیعیان و محبین اهل بیت عصمت و طهارت با اشارتی از سوی مقام عظمای ولایت و سایر مراجع معظم تقلید به طوفانی خواهد انجامید که تار و پود انسان های بی ریشه و فراری و ضد انقلاب و امام را از هم خواهد گسست تا دیگر حتی فکر تعدی نیز در سر نپرورانند. هیئت الرضا محفل بسیجیان و رهروان شهدا ضمن عرض تسلیت به محضر ولی الله الاعظم(عجل الله تعالی) اقدامات ننگین صورت گرفته که موجبات تالم خاطر و دردمندی امت حزب الله و شیعیان و محبین امیرالمومنین(علیه السلام)گشته است را محکوم نموده و خاطر نشان می سازد که پس از کسب تکلیف از مراجع عظام تقلید، اقدامی درخور و شایسته در این خصوص به انجام خواهد رسانید. لازم به ذکر است که هرگونه توهین و جسارت به مقام منیع و شامخ بزرگان دین نه تنها از نظر شرع مقدس اسلام مذموم است که بر طبق بسیاری از کنوانسیون های حقوق بشر از جمله اعلامیه حقوق بشر ملل متحد مصوب 1948 ، ماده 19 کنوانسیون بین المللی مدنی و سیاسی ، کنوانسیون حقوق بشر مصوب 1969 ، اعلامیه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد 1996 و بیانیه اجلاسیه سران سازمان ملل متحد در 12 دسامبر 2003 و بیانیه مصوبه اجلاسیه دوربان سال 2003 دربردارنده بندهای محکومیت توهین به ادیان و چهره های آسمانی می باشد. عبدالرضا هلالی 20/2/91 - ساعت 4و40 دقیقه صبح![]() طرح از دوئل [ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 01:18 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 23:07 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
![]() بقیه عکس ها در ادامه مطلب ادامه مطلب طبقه بندی: فرهنگی، برچسب ها: عزاداری فاطمیه در اهواز، هیات بقیه الله اهواز، هیات کریم اهل بیت اهواز، هیات روضه الزهرا اهواز، هیات محبان فاطمه الزهرا اهواز، سالروز شهادت بی بی دو عالم، سید سجاد امام، مصطفی مروانی، [ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 10:33 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
نشریه پلاک هشت در شماره جدید خود با انتشار ماجرایی به قلم حسین بهزاد از حاج سعید قاسمی، به روایت تقابل اکبر گنجی با شهید همّت در دوره دفاع مقدس پرداخت. به گزارش رجانیوز، سعید قاسمی مسؤول وقت واحد اطلاعات- عملیات لشکر 27 در این زمینه از عافیت طلبیهای اکبر گنجی و طعنههای او به حاج همت و در مقابل واکنش غیرتمندانه و در عین حال، خویشتندارانه حاج همت پرداخته که یادآوری این خاطره در روزهایی که انحراف این جریان عافیتطلب و وابستهگرا روشن شده، جالب است: «عدمالفتحهای پیدرپی دو عملیات "والفجر مقدماتی" در بهمن 61 و "والفجر یک" در فروردین 62، صرفنظر از تمامی تلخکامیهایی که برای فرماندهان لشکرهای سپاه و ارتش برجای نهاد، موجب شد در عقبه سازمانی لشکر 27 محمد رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم یعنی سپاه منطقه 10 تهران، جبهه جدیدی از سوی شماری کار به دستان ذینفوذ وقت، علیه [شهید] همت گشوده شود؛ یعنی افراد همان جریانی که همت همواره از آنها با عنوان "خط سوم" و "خوارج جدید" یاد میکرد. در رابطه با این واقعیت مسکوت مانده، روایتی مستدل و مستند در این مورد، به نقل از سعید قاسمی مسؤول وقت واحد اطلاعات- عملیات لشکر 27، بسنده می کنیم: ...من قبل از شروع عملیات "والفجر یک" در جریان شناسایی منطقه فکه شمالی، از ناحیه گلو به شدت مجروح شدم به طوری که بعدها فهمیدم، به دستور همت، مرا در حالت اغماء به پشت جبهه برای مداوا تخلیه کردند. علیایِحال، بعد از مرخصی از بیمارستان نمازی شیراز، به تهران آمدم و بعد از حدود یک ماه دوری، دوباره همت را دیدم. به من گفت "سعید، فردا صبح بیا تا برویم سپاه منطقه 10" گفتم "چشم حاجآقا". روز بعد، حوالی ساعت 10 صبح، با همت رفتیم به تشکیلات منطقه 10 در خیابان پاستور. آنجا حاجی با دو، سه نفر از مسئولان واحد عملیات منطقه 10، جلسه کوتاهی داشت، بعد که از اتاق عملیات خارج شدیم، توی کریدور، همت گفت «سعید، تو برو توی ماشین، من سری به [...] میزنم و میآیم که برویم». من از حاجی جدا شدم و رفتم سمت راهپلهها. هنوز چند پله پایین نرفته بودم، که متوجه قیل و قالی در کریدور شدم. از نو، از پلهها بالا آمدم، دیدم وسط کریدور، چهار پنج نفر ملبس به لباس فرم سپاه، راه همت را سد کردهاند و جلودارشان کسی نیست جز اکبر گنجی که خوشنشین ازلی ابدی سپاه تهران بود و خودش را از آمدن به جبهه، معذور معرفی میکرد و بعدها هم از سپاه اخراجش کردند. القصه، برادر گنجی صدایش را انداخته بود پس کلهاش و با قیافهای مفتّشمآب، به همت نگاه میکرد و میگفت "خوب واسه متوسلیان آبرو خریدی!... ما خیال میکردیم فقط احمد متوسلیان این هنر رو داشت که بچههای تهران رو ببره کنار جاده اهواز- خرمشهر، اونا رو صدتا، صدتا، به کشتن بده!... حالا میبینیم نه بابا؛ اوستاتر از اونم هست؛ خوب بچههای تهرون رو بردی و هزار هزار، کانال فکه رو با جنازههاشون پُر کردی؛ حاج همت!". این "حاج همت" را هم، به صورت کشدار و با لحنی مسخره، به زبان آورد. من از این همه وقاحت برادرها، خصوصاً سردستهشان برادر گنجی ـ که بین بچههای منطقه 10 به "اکبر قمپوز" و "اکبر پونز" هم معروف بود ـ خشکم زده بود. یک نگاه که به همت انداختم، دیدم صورت سبزهاش از غضب مثل لبو سرخ شده و در سکوت با آن نگاه تیز خودش، زُل زده به اکبر گنجی. آمدم قدم از قدم بردارم و به سمت حاجی بروم که... کار خودش را کرد! با دست راست، چنگ زد یقه اکبر قمپوز را گرفت و به یک ضرب، او را مثل اعلامیه، کوبید لای سه کنج دیوار کریدور و مشت چپاش را برد عقب و فرستاد طرف فک و فیکِ او. گفتم چانهاش له شد. دیدم مشت گره شده حاجی، به فاصله چند سانتی صورت گنجی، توی هوا متوقف مانده و طرف، از خوفِ خوردن این مشت، کم مانده خودش را خیس کند. رفتم جلو. حاجی در همان وضعیت معلق، گنجی را توی سه کنج دیوار، نگه داشته بود. با احتیاط گفتم «حاجآقا، تو رو خدا ولش کن، غلطی کرد، شما بیخیال شو، بیا بریم از اینجا». همت برای چند ثانیه، هیچ واکنشی به التماس درخواستهای من نشان نداد. فقط همانطور بُراق، زُل زده بود به گنجی. دست آخر، در حالی که از غیظ، دندانهایش به هم سائیده میشد، به او گفت «آخه چی بهت بگم بچه مُزلِّف؟ خدا وکیلی، ارزش خوردن این مشت منم، نداری!». بعد، خیلی آرام یقه او را ول کرد و برگشت طرفم و گفت «خیلی خب سعید، حالا بیا بریم!». این واقعه سوای من، چهار پنج شاهد عینی دیگر هم دارد که همگی زندهاند و اگر لازم شد، اسم و آدرسشان را به شما میدهم تا بروید و درباره کم و کیف آن از آنها پرسوجو کنید.» طبقه بندی: شهدا، فرهنگی، حاج سعید قاسمی، [ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 14:33 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 14:52 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
سلام من و دوستانم قصد داریم برای ایام فاطمیه دوم کمی حال هوای شهرمان را عوض کنیم و رنگ و بوی فاطمیه به شهرمان بدهیم. متاسفانه فاطمیه اول را کسی جدی نگرفت و حتی ظاهر شهر هم از حالت عید نوروز خارج نشد و متولیان امر شهرمان مثل همیشه خواب بودند.اما تا بوده بسیجی کوتاه نیامده و خودش دست به کار شده.حالا هم ما مثل هر سال برنامه هایی مثل ایستگاه صلواتی و پخش سی دی و پوستر را در دست اقدام داریم. اما با خودمان گفتیم که این کافی نیست و باید به فکر کارهای نو و خلاقانه تری باشیم تا هر چه بیشتر در امر اشاعه شعائر اهل بیت موفق باشیم. لذا از کلیه دوستان تقاضامندیم پیشنهادات و نظرات خودش رو در این زمینه ارائه فرمائید.با تشکر طبقه بندی: فرهنگی، [ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 10:01 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
![]() امام را در قفس شیرها وارد کردند تا به خیال خودشان شیر های نادان و درنده امام را پاره پاره کنند ولی همین که امام وارد قفس شد شیرها آمدند پوزه به خاک مالیدند و به امام احترام کردند.بعد شیر پیری آمد خدمت امام هادی و پوزه اش رو به پای امام زد و با زبان خودش با امام سخن گفت و بعد امام نوازشش کرد و چیزی به شیر پیر و دیگر شیر ها گفت و از قفس آمدند بیرون و همه متعجب نگاه میکردند.غلام امام خدمتشان رسید و گفت آقا جان این چه صحنه ای بود. اون شیر چه گفت شما چه فرمودید به بقیه. امام گفت اون شیر از همه پیر تر بود اومد جلو گفت یا بن رسول الله وقتی برا ما غذا میارن من پیرم اینا جون هستن حمله میکنن غذا ها رو میخورن به من چیزی نمیرسه اگه میشه شما سفارش من رو بکنید.من هم سفارشش را به بقیه شیرها کردم.غلام میگه بعد از این رفتم ببینم حرکت شیرها چطور میشه. دیدم غذا میریزن همه شیر ها میرن کنار اون شیر پیر میاد جلو راحت غذاش رو میخوره این که سیر میشه میره کنار تازه اونا میان غذا میخورن.
سوال من اینه: حیوانان وحشی جنگل به حرف امام هادی اطاعت امر میکنن اما من نمیدونم این حیوانهایی که تو کربلا بودن عجب درنده هایی بودن. لا یوم کیومک یا اباعبدالله طبقه بندی: جنگ نرم، [ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 18:47 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
[ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 17:07 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
[ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 00:56 ] [ محب الشهدا ]
[ نظرات ]
|
|