تبلیغات
نسل سوم گردان کربلا - جنبش دعوت و جشن آزادی حزب الله

جنبش دعوت و جشن آزادی حزب الله
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 توسط محمد امین غفاری


انتخابات اهواز

1.     دعوت و رشد انقلابی: در روند تحولات منتهی به انتخابات در کنار همه ی  بد اخلاقی ها، گاه اتفاق هایی روی می دهد که نمودار سطحی از رشد  انقلابی است. جریان دعوت جریان­های «کفِ»جامعه از نامزدهایی که آن­ها را  اصلح می­دانند از این قبیل است.

2.     سنت محافظه کاری : کافی است سنت مألوف تعیین نامزد­های  انتخاباتی در جریان موسوم به اصولگرا را به یاد بیاوریم. سنتی که  گرچه به  نظر می­رسد امروزه خیلی ضعیف شده باشد اما تا همین انتخابات مجلس  نهم، هم چنان حضور و وجودی جدی داشت. سنتی که در آن انتخاب  نامزدها  و اساسا هر تصمیم مهمی به وسیله­ی جمع محدودی از سران  جریان های سیاسی انجام می­شد که ریش سفیدها و عقلای قوم اصولگرا  نام  داشتند. این ریش سفیدها نوعا همان فعالان جناح راست در دهه شصت بودند که به یک­باره و بدون هیچ گونه تغییری در اندیشه، روش و یا حتی ترکیب افراد، از ابتدای دهه هشتاد نام «اصولگرا» بر خود نهاده بودند.

3.     خروج دود سفید از دود کشِ اتاق در بسته! سازوکار تصمیم گیری هم به این صورت بود که این ریش سفیدان پس از رسیدن به اجماع در ایک اتاق در بسته، از دودکشی که درجریان اصولگرایی تعبیه شده بود، به نشان رسیدن به وحدت «دود سفید» خارج می کردند! (باور کنید این تعبیر یکی از همین عقلای قوم است که عینا در روزنامه های منتهی به انتخابات 84 منعکس شده)، بعد هم همه­ ی این جوانانی که امروز جریان دعوت به راه انداخته اند، این توفیق این را می­ یافتند که متوجه تکلیف خودشان در تبلیغ این فردِ مورد اجماع شوند و به امر پوسترچسبانی و باقی قضایا اشتغال یابند!

4.     وحدت علیه دشمن فرضی! این روش تنها تضمین کننده کمربند وحدت جبهه اصولگرایی یا به تعبیر بهتر متضمن تفوق جناح راست بر حزب الله بود و از طریق بازتولید «دشمن فرضی» و تأکید بر «وحدت» و تأویل ادبیات دینی در باب «اتحاد کلمه» هم این وحدت قبیلگی، مشروعیت می یافت.

5.     نظرسنجی یا مظنه ی بازار؟ بعدها این روش کمی به روز تر شد و پای نظر سنجی­ها هم به میان آمد. لابد به بزرگان بازاری جناح راست گفته شده بود نظرسنجی نام جدید «مظنه ی بازار» است  که این چنین مقبول­شان افتاده بود و به یک باره و از میانه های دهه هشتاد، همه­ی نیرویی که یک دهه قبل برای حقنه کردن نامزد مورد نظرشان، خرج می­کردند را گذاشتند برای نظر سنجی.

6.     دفع اصلح به مقبول، مقبول؟! اگر در این شرایط از ناظری بیرونی می خواستیم  تحلیل محتوای مطبوعات دهه هفتاد و هشتاد را با هم مقایسه کند، به مورد عجیبی بر می خورد: او می دید که در دهه هفتاد افرادی تحت عنوان جناح راست به اظهار درباره انتخابات مشغولند و برای معرفی نامزدشان مرتبا به نظر بزرگان و بعضا مقام معظم رهبری استناد می کنند، اما در دهه افراد همان افراد را می دید که تحت عنوان اصولگرا شناخته می شوند و برای معرفی نامزدشان به نظر سنجی استناد می کنند! فرمول­ هایی هم برای این انتخاب های شیخوخیت مآبانه مطرح می کردند که گاه در عباراتی همچون «صالح مقبول» و «دفع افسد به فاسد» صورت­بندی می­شد. امری که نهایتا و منطقا به دفع اصلح به وسیله ی فردی با صلاحیت کمتر ختم می شد.

7.     انتخابات: فرد یا فرآیند؟ «مسئله اصلی» اینجاست: سال ها بود که ذهنیت حزب الله تحت تأثیر القائات محافظه کاران، «انتخابات» را صرفا با محوریت «انتخاب یک منتخب» می دید نه به صورت یک «فرآیند». وقتی «روندِ انتخابات» صرفا به «انتخابِ یک فرد» فروکاسته می شد، برای توده های حزب الله هم که مدت­ ها بود نقش سیاسی خود را ذیل جناح راست تعریف می کرد، کاری نمی ماند جز این که صرفا «عمله» تبلیغاتی نامزد منتخب این فرآیند باشند.

8.     انتخابات از جنس انقلاب اسلامی «فرآیند انتخابات» علاوه بر آن که  به لحاظ وجود تاریخی محصول انقلاب اسلامی است به لحاظ ماهیت معرفتی هم فرصتی از جنس انقلاب اسلامی است. ما ابعاد و ظرفیت های اجتماعی و گفتمانی انتخابات را نمی دیدیم چون انتخابات را از منظر و نگاه تنگ و سیاست­ زده ی انتخابات بازها می دیدیم.

9.     احزاب انتخابات باز! نگاه ما به انتخابات از زاویه دید احزابی بود که فقط ایام انتخابات و برای کسب یا حفظ قدرت ظهور می کردند. آدم های بی هنری که جز لابی در انتصابات و لیست دادن  در انتخابات هیچ کار دیگری نداشتند و اساسا بلد نبودند. افرادی که وقتی با چهره های چند بعدی حزب جمهوری اسلامی مانند شهیدان بهشتی و باهنر و آیت الله خامنه­ ای و حتی چهره هاهی استانی این حزب مانند شهید دیالمه مقایسه شان می کنیم- مثلا در زمینه ی شناخت های عمومی و مکتبی شان- به نتایج غم انگیزی بر می رسیم. با اطمینان می توان گفت آنها یک صدم سخنرانی های معرفتی شهید دیالمه جنبه ی گفتمانی و فکری ندارند، هم چنان که دیالمه هم یک صدم آن ها لابی کردن بلد نبود. حتی شک دارم کل حزب شان توان فهم عمق یکی از سخنرانی های شهید دیالمه در بازخوانی و احیای مفاهیم ناب شیعی را داشته باشند.  ما حزب اللهی ها هم عقل سیاسی و نظام مسئله شناسی و اولویت بندی مسائل اصلی و فرعی مان را هم داده بودیم دست این ها. احزابی که فقط انتخابات باز بودند، به هر دو معنا.

10. آیا این پایان قیم مآبی است؟ در این فضا و با این عقبه، آیا صرف همین دعوت ها که نماد روشنی از شکست روش­ های «قیم مآبانه» پیشین است، «اصالت» و «موضوعیت» ندارد؟ آیا این دعوت ها را نمی توان جشن های پایان نگاه حزب الله به انتخابات، از پنجره سرد سیاست زدگان دانست؟ آیا این ها را نمی توان نوید بخش رهایی نظام مسئله شناسی حزب الله از بند محافظه کاری دانست. بنویسیم نامه و بنویسیم: «دعوت مردمی»، اما بخوانیم «جشن استقلال حزب الله».

پ.ن: این را هم ببینید بد نیست:




برچسب ها: دعوت از دکتر جلیلی اهواز، حزب الله سیاست زده اهواز، لیست انتخابات اهواز،
قالب وبلاگ مرجع راهنمای وبلاگ نویسان